أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

18

قانون ( فارسى )

عرضى است و پايدارى آن نيز بستگى به خوددارى در افراط و تفريط دارد . قسم چهارم : اعتدال مزاجى است كه در بين دو مزاج عرضى اقليمى قرار مىگيرد و آن معتدل‌ترين مزاج براى هر صنفى است كه در اقليم معينى زندگى مىكند . قسم پنجم : دايره اين قسم محدودتر از قسم اول و سوم است و در آن بحث درباره مزاج شخص معينى است كه به صورت موجود زنده و سالم در نظر گرفته مىشود و براى او نيز حوادثى در كمين نشسته‌اند كه افراط و تفريط آن را محدود مىسازد . بايد بدانى ، هر شخص سزاوار چنان مزاجى است كه ويژهء خود اوست و بندرت اتفاق مىافتد و يا اصلا اتفاق نمىافتد كه شخص ديگرى در كيفيت مزاج بطور كامل همانند او باشد . قسم ششم : اين بخش راجع به اعتدال مزاجى است كه كاملا در بين دو حد افراط و تفريط قرار گرفته است و آن مزاجى است كه اگر براى كسى ميسر باشد بهترين حالت اعتدال مورد احتياج را بدست آورده است . قسم هفتم : مزاج مختلف اندامها هر اندامى داراى اعتدال مزاج ويژهء خود مىباشد و از لحاظ مزاج با اندامهاى ديگر متفاوت است . مزاج استخوان وقتى معتدل است كه خشكى آن بيشتر باشد ؛ اعتدال مغز در حالتى است كه رطوبت زياد داشته باشد ؛ اعتدال قلب در شرايطى است كه از حرارت بهره زيادى برده باشد و عصب موقعى در مزاج معتدل است كه از سردى نصيب فراوان برده باشد . مزاج اندامها نيز بوسيله دو حد افراط و تفريط محدود مىشود ولى اين محدود شدن نه به آن اندازه‌اى است كه در مورد مزاجهاى مذكور در بالا توضيح داده شد . قسم هشتم : اعتدال مزاج اختصاص به عضوى دارد كه بهترين حالت لازم را براى آن نياز دارد و اين حالت كاملا در بين دو حد افراط و تفريط قرار گرفته است . هرگاه چنين مزاجى براى يك اندام معين ميسر شود آن اندام شايسته‌ترين حالات را دريافته است . ليكن اگر اعتدال مربوط به انواع را در نظر بگيريم ، انسان از هر نوع ديگرى به اعتدال حقيقى نزديكتر است ؛ و اگر صنف‌ها را از اين ديدگاه مورد بررسى قرار دهيم به يقين هر صنفى از مردم كه در مناطق معدل النهار ( استوائى ) زندگى مىكند - به شرطى كه شرايط نامساعد زمين به آنها آسيبى نرساند ، مقصود من از شرايط نامساعد شرايطى است كه موقعيت كوهستانى و دريا بوجود مىآورد - از ساكنين جاهاى ديگر ، از هر تيره و صنف ديگرى كه باشند ،